الملا فتح الله الكاشاني

245

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نميپرستيم حضرت فرمود أ ليس كانوا يحلون لكم و يحرمون فتاخذون بقولهم آيا از براى شما بعضى چيزها را حلال نكرده‌اند و بعضى را حرام و شما بقول ايشان عمل ميكنيد گفتند بلى يا رسول اللَّه فرمود هو ذاك اين محض عبادت ايشان و پرستش ايشانست پس اتخاذ ارباب از يهود آن بود كه اطاعت احبار خود ميكردند در تحليل حرام و تحريم حلال و اتخاذ ارباب از نصارى آن بود كه احبار خود را سجده ميكردند و ميگفتند كه در كمال رياضت اثر ظهور لاهوت در ذات ايشان ظاهر است و از صادق ( ع ) مرويست كه ما عبدوهم من دون اللَّه و لكنهم حرموا لهم حلالا و احلوا لهم حراما فكان ذلك اتخاذهم اربابا من دون اللَّه يعنى اتخاذ يهود احبار و رهبان خود را نه بعبادت بود بلكه بتحريم حلال و تحليل حرام بود پس گوييا اين اتخاذ اربابست و در خبر آمده كه من اطاع مخلوقا فى معصية اللَّه فكانما سجد سجدة لغير اللَّه هر كس كه او مخلوقى را اطاعت كند در معصيت خدا هم چنان باشد كه سجده غير خدا كرده باشد * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * پس اگر برگردند اهل كتاب از اين كلمهء عدل با وجود وضوح حجة و ظهور بينهء آن * ( فَقُولُوا اشْهَدُوا ) * پس بگوئيد شما اى اهل اسلام مر ايشان را كه گواه باشيد * ( بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ) * به آنكه ما مسلمانانيم يعنى چون حجة بر شما لازم شد پس اعتراف كنيد كه ما مسلمانانيم نه شما و معترف شويد به آنكه شما نگرويدگانيد به آنچه كتب منزله ناطق است به آن و همه رسل به او متفق حقتعالى درين قصه مبالغه نمود در ارشاد و حسن تدرج در حجاج چه اول تبيين فرموده احوال عيسى را و آن چيزى را كه بر او متعاور شده از اطوار منافيهء الوهيت و بعد از آن ذكر آن چيزى كرد كه مختل است بعقيدهء ايشان و مزيح شبههء ايشان و چون عناد و لجاج ايشان ظاهر شد و ايشان را بمباهله دعوت فرمود كه متضمن نوعى از اعجاز است و بعد از آن چون از آن اعراض نمودند و فى الجمله انقياد نمودند باز معاودت نموده بر ايشان بارشاد در سلوك طريقى كه اسهل و الزم بود بر ايشان و آن دعوت ايشان بود به آنچه عيسى و انجيل و ساير انبيا و كتب بر آن متفق الكلمه بودند و بعد از آن چون بجهة عناد و انكار ديدهء اعتبار از آيات واضحه و نذر و حجج بينه برداشتند و با وجود علم ايشان به آن انقياد ننمودند از آن اعراض كرده و فرمود كه * ( فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ) * در اينقول تأديب است از جانب حق سبحانه ببندهء مؤمن و تعليم او كه نزد اعراض مخالف بعد از ظهور حجت چه نوع سلوك كنند تا مبطل بداند كه مخالفت امر او مؤثر نيست در حق آن مؤمن و تا دلالت كند بر آنكه حق واجب الاتباع است بدون اعتبار قلت و كثرت مرويست كه چون اين آيه نازل شد رسول ( ص ) نامهء نوشت بقيصر روم به اين وجه كه من محمد رسول اللَّه الى هرقل عظيم الروم و سلام على من اتبع الهدى اما بعد فانى ادعوك